آیا انسان ظرفیت عشق به خداوند را دارد؟
هدف از عشق مجازی رسیدن به عشق حقیقی بوده و اگر همراه با عفت باشد، انسان را بعد از تحولات و دگرگونی­هایی بنیادین به آستانۀ عشق الاهی خواهد رساند که مطلوب اصلی دین و باطن حقیقی آن چیزی جز رسیدن به مقام محبت الاهی نیست؛ به­ویژه در اسلام توجه عمده­ای به این مطلب شده و امامان و عرفای بزرگ ما الگوهای عشق و دلدادگی به خدا و واصلان حریم قدس الاهی بوده­اند. وقتی از امـام صـادق(ع) درمورد ماهیت عشق (عشق مجازی) سؤال شد، فـرمـود: «دل­هایى از یاد خدا تهى مى­گردد و خداوند محبت غیر خود را به آنها مى­چشاند». از این دیدگاه، عشق مجازی چیزی جز غفلت از یاد معشوق حقیقی نیست و فرد به­آن مبتلا می­شود تا در اثر عذاب حاصل از آن­که خود لطفی الاهی است، به فطرت توحیدی و عشق ازلی رجعت داده شود. در واقع عشق به خدا و یاد عاشقانه او، انسان را به فطرت الاهی خود نزدیک کرده و از عذاب رها می­کند و باعث آرامش و اطمینان قلبی می­شود. توجه به زندگی سراسر آرامش و وارستگی عرفا این مطلب را نشان می­دهد که ذره­ای از لذت و آرامشی که آنان در عشق الاهی تجربه می­کنند را طالبان عیش­های دنیوی نچشیده و از آن محروم بوده­اند. هرچند عشق الاهی مستلزم رها کردن دنیا و تعلقات آن است اما این امر، الزاماً به معنای بی­بهره بودن از موهبت­های حیات دنیوی و جلوه­های مجازی آن نیست؛ تفاوت در این است که دیگر هیچ عذاب و وابستگی در این روابط و برخورداری­های عالم کثرت نبوده و تعلقی ذاتی به­بود و نبود آنها وجود نخواهد داشت. بنابر این، کسی که عاشق خدا باشد محبتی به­دور از نیاز و از سرعشق به­محبوب حقیقی، نسبت به همۀ مخلوقات الاهی دارد. با این حال، حالات عرفا و عشاق خدا ،در شیدایی و بی­اعتنایی به دنیا و مافیها، همواره باعث ترس دلبستگان عالم مجاز و حاشیه نشینان عشق الاهی بوده است؛ غافل از این­که وجود عارف بعد از فنا به­بقای الاهی نایل می­شود و عالم مجاز نیز با نگاه خدایی عارف، حیاتی الاهی می­یابد و حتی موهبت­های دنیوی را هم تنها عاشق خداوند است­که در می­یابد و جلوه نور و سرور و لذت نهفته در آن را بیشتر از دیگران دریافت می­کند. دلدادگان عالم مجاز هرگز نمی­خواهند با نیستی خود و هستی خدا مواجه شوند، هر چند که در نهایت – پس از مرگ و قیامت – چاره­ای جز آن ندارند. اینان از عشق به­ذات الاهی گریزان بوده و فقط به دعوای عشق در پیشگاه دلبران جهان، دل خوش داشته­اند و هرچند خود به­عذاب این رابطه­ها گرفتارند، اما هنوز رهایی خود را خوش نمی­دارند.
تاریخ انتشار : 1400/7/7
بازدید : 76
منبع: www.islamquest.net

سوال

عاشقی خیلی دردناک است، البته منظور عشق زمینی است. آیا عشق آسمانی، عشق به خدا ترسناک است؟ آیا باعث از دست دادن همه چیزهایی می¬شود که دوستشان داریم؛ مثل خانواده و ... . من دوست دارم عاشق خدا شوم، ولی دوستی می¬گفت خیلی ترسناک است .یکی از دوستان می¬گفت: از همین پایین هم می¬شود به خدا عشق ورزید، اما اگر نزدیکش شوی شاید درونش حل شوی و دیگر چیزی از تو باقی نماند... دوست من می¬گوید: پیامبر با این¬که 40 سال عبادت خدا می-کرد با دیدن جبرئیل خدا غش کرد، چه رسد به دیدن خود خدا و موسی و دوستانش با تابش نور خداوند به کوه جان دادند چه برسد به ما... .

پاسخ

 

هدف از عشق مجازی رسیدن به عشق حقیقی بوده و اگر همراه با عفت باشد، انسان را بعد از تحولات و دگرگونی­هایی بنیادین به آستانۀ عشق الاهی خواهد رساند[1] که مطلوب اصلی دین و باطن حقیقی آن چیزی جز رسیدن به مقام محبت الاهی نیست؛ به­ویژه در اسلام توجه عمده­ای به این مطلب شده و امامان و عرفای بزرگ ما الگوهای عشق و دلدادگی به خدا و واصلان حریم قدس الاهی بوده­اند.

کسی که دل از معشوق­های غیر خدایی برکنده و عزم عشق الاهی کرده است و دوست دارد که عاشق خدا باشد، در واقع به مقام خاصی از لحاظ سلوک روحی دست یافته است­که باید آن را قدر بداند. قلب چنین کسی سراسر عشق و سوز و عطش روحی بوده و آماده است تا آن را به صاحب اصلیش تحویل دهد؛ در واقع چنین کسی گوهره وجود خود را که همان دل او است، از بازار بی­معرفت عشق­های دنیوی باز پس گرفته و از اسارت و عذاب رهایی یافته است.

وقتی از امـام صـادق(ع) درمورد ماهیت عشق (عشق مجازی) سؤال شد، فـرمـود: «قلوب خلت من ذکر الله فأذاقها الله حب غیره»؛[2] دل­هایى از یاد خدا تهى مى­گردد و خداوند محبت غیر خود را به آنها مى­چشاند. چه بسا این آیه قرآن نیز به همین مطلب اشاره داشته باشد که می­فرماید: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى»‏؛ و هر کس از یاد من روى گردان شود، عیشی دردناک و سخت خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور مى‏کنیم! از این دیدگاه می­توان عشق مجازی را به معیشتی پر عذاب و رابطه­ای دردناک تعبیر کرد که گرفتاری در آن حاصل دوری از ذکر الاهی است.

بر خلاف عشق مجازی، عشق حقیقی و عشق به خدا و یاد عاشقانه او انسان را به فطرت الاهی خود نزدیک کرده و از عذاب رها می­کند و باعث آرامش و اطمینان قلبی می­شود. توجه به زندگی سراسر آرامش و وارستگی عرفا این مطلب را نشان می­دهد که ذره­ای از لذت و آرامش و احساس وجود که آنان در عشق الاهی تجربه می­کنند را طالبان عیش­های دنیوی نچشیده اند و از آن محروم بوده­اند. تا به­حال هیچ عاشق صادقی در عشق خدا نادم و پشیمان نبوده و جز اظهار مستی و شور چیز دیگری در بین نبوده است.

البته عشق الاهی مستلزم رها کردن دنیا و تعلقات آن است اما این امر، الزاماً به معنای بی بهره بودن از موهبت­های حیات دنیوی نیست، ولی تفاوت اساسی در این است­که دیگر هیچ عذاب و وابستگی در این روابط و برخورداری­های عالم کثرت نخواهد بود و این برخلاف تصور، به معنای نابودی و نیستی و انهدام نبوده، بلکه به­عکس وجود عارف بعد از فنا به بقای الاهی نایل می­شود و عالم مجاز نیز با نگاه خدایی عارف، حیاتی الاهی می­یابد و خدانما می­شود؛ چرا که هیچ تعلق و شرکی در نگاه او نیست:

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

چه بسا دنیا از طالب آن گریزان، و مرید کسی است که عاشق خداوند باشد و محبت عارف نسبت به امور مجازی و دنیوی نیز محبتی به­دور از وابستگی، و از سر عشق به محبوب حقیقی است. و از عذاب حاصل از این وابستگی و نیاز هم فارغ است، و هرگز دریای محبت الاهی او اسیر امواج سهمگین عالم مجاز نمی­شود و در دام جلوه­های مجازی نمی­افتد؛ چرا که همۀ این امور را جلوه حقیقت واحد الاهی می­داند و در واقع، محبت او به­دنیا از باب محبت کل به جزء است، نه از باب پرستیدن دنیا.

بنابر این، در نظر عارف همۀ دنیا و مافیها در مقایسه با نظر بر وجه الله، بازیچه­ای بیش نیست؛ از این رو،  هرچند که خداوند هر دو جهان را بر عاشق حقیقی خود می­بخشد، اما او جز خدا را از خدا نمی­خواهد و برای رسیدن به محبوب ازلی خود، طالب فنای خویشتن است تا خداوند در وجودش تجلی نماید، پس نه از مرگ می­هراسد و نه از آن گریزان است و نه امور دنیوی او را دچار تشویش می­کند؛ چرا که مرگ را جانی دیگر، و نیستی خود را هستی برتری می­یابد.

این حالات عرفا و عشاق خدا، در شیدایی و بی­اعتنایی به دنیا و مافیها، همواره باعث انکار، ترس و واهمۀ دلبستگان عالم مجاز و حاشیه نشینان عشق الاهی بوده است؛ چرا که هیچ تصوری از حال آنان نداشته و غافل بوده­اند که اینان در همین دنیا در چه وصلی غرق شده­اند؛ از همین رو چون تصوری از این مقامات ندارند از آن گریزان و ترسانند؛ ترس از این­که مبادا داشته­های محبوب خود را از دست دهند و دچار بدبختی و نیستی و تباهی شوند. مَثَل اهل دنیا در نسبت با عارف همچون مثل کودکی است که بازیچه­ای که از او دل برده است را حاضر نیست به هیچ قیمتی رها کند، هر چند که در مقابل بخواهند قصرهای پر شکوه عالم را به او بدهند، باز هم گمان می­کند که می­خواهند او را از بازیچه­اش جدا کنند و در فقدان و محرومیت رها سازند.

از این روی، دلدادگان عالم مجاز هرگز نمی­خواهند با نیستی خود و هستی خدا مواجه شوند، هر چند که در نهایت – پس از مرگ و قیامت- چاره­ای جز آن ندارند. اینان از عشق الاهی گریزان بوده و فقط به دعوی عشق در پیشگاه دلبران جهان دل خوش داشته­اند و هرچند خود به عذاب این رابطه­ها گرفتارند، اما هنوز رهایی خود را خوش نمی­دارند، تا آن­گاه که به این تحول بزرگ دست یابند.

بنابر این، رابطۀ عاشقانه با خدا مقصود حقیقی انسان بوده و یک ضرورت وجودی محسوب می­شود، به­خصوص در روزگار ما، بن بست­های بی­شمار در بُعد عاطفی و عقیدتی و اخلاقی و ... خواه ناخواه بشریت را به آستانه این بازگشت بنیادین به عشق حقیقی سوق خواهد داد و نباید از این حقیقت گریزان بود.

 


[1]. حدیث مشهور «من عشق فکتم و عف و صبر فمات مات شهیداً»از نظر عرفا، اشاره به همین حقیقت دارد.

[2]. سألت أبا عبد الله عن العشق قال: «قلوب خلت من ذکر الله فأذاقها الله حب غیره»، شیخ صدوق، الامالی، ص 669، کتابخانه اسلامیه، 1363.

 

نظرات کاربران
1400/7/28
عالی بود استاد👌🌷🌷
0 امتیاز مثبت / 0 امتیاز منفی
مشاهده همه نظرات
ارسال نظر