آیا تجربه گرایان می توانند دین و امور ماوراءالطبیعه را نفی کنند؟
وقتی به ارزش یک ابزار پی بردیم و آن را معیار محک و بررسی حقایق دانستیم، تنها کاری که می توانیم انجام دهیم آن است که بگوییم آنچه به محک این ابزار می آید، درست و واقعی است.
تاریخ انتشار : 1397/6/17
بازدید : 67

سوال

در قرن های گذشته تجربه گرایان به ویژه پوزیتویست های منطقی مانند آگست کنت هجمه های بسیاری بر مقوله دین و همچنین اخلاق داشتند و ارزش گزاره های مربوط به این دو مقوله را زیر سؤال بردند. بزرگترین دلیل آن ها این بود که گزاره های دینی به حیطه تجربه در نمی آید بنا براین نمی توان آن ها را به محک بررسی و ارزیابی درآورد. هر چیزی هم که قابل ارزیابی نباشد بنابراین بی ارزش خواهد بود.

 سؤال مهمی که وجود دارد آن است که آیا به لحاظ منطقی آن ها می توانستند بگویند چون ابزار تجربه در باره یک امر وجود ندارد، پس بی ارزش است؟

پاسخ

 

 به نظر می رسد این امکان وجود ندارد. چون وقتی به ارزش یک ابزار پی بردیم و آن را معیار محک و بررسی حقایق دانستیم، تنها کاری که می توانیم انجام دهیم آن است که بگوییم آنچه به محک این ابزار می آید، درست و واقعی است. پس تجربه گرایان می توانند بگویند آنچه با حس و تجربه درک می شود، درست و واقعی است. در اینجا الهیون هم با تجربه گرایان هم عقیده هستند؛ یعنی آن ها هم معتقدند هر آنچه به محک تجربه درمی آید و حس آن را درک می کند، درست است. این مقوله در منطق با نام تجربیات  شهرت یافته است. البته ارایه امر کلی در باره قضایای تجربی راه خاصی را می طلبد اگر موارد تجربه همگی به حس درآیند می توان کلیت موارد را با قضیه ای کلی تبیین کرد اما اگر موارد تجربه ناقص است و باید به شیوه دیگری به کلیت دستیافت. به هر حال ابزار تجربه و کاشفیت آن مورد قبول الهیون و اهل منطق هست و از این راه نقطه مشترکی با تجربه گرایان دارند.

اما نکته مهم و مورد اختلاف آن است که تجربه گرایان مدعی انحصار ابزار خود هستند. آن ها می گویند تنها راه دستیابی به حقیقت تجربه است و هر امری که این ابزار نتواند از عهده بررسی آن برآید دیگر نمی توان آن را واقعی دانست که این امر منطقی نیست. چون راهی برای بررسی انحصار در دسترس نیست. خود ابزار تجربه نمی تواند انحصار خود را ثابت کند. علت آن است که ابزار تجربه راهی به سوی محک و ارزیابی امور غیر تجربی ندارد در این صورت چگونه می تواند آن ها را نفی کند. باید بتوان ابتدا ارزیابی کرد و بعد به نفی آن پرداخت. وقتی خودتان می گویید که ما نمی توانیم درک کنیم، چطور می توانید نفی کنید؟

در این جا برخی از افراد که حتی به امور ماوارئی هم اعتقادی ندارد به عقل رجوع کرده اند که به لحاظ منطقی ارزشمند است. عقل وسیله خوبی برای تشخیص است که گروهی مانند عقل گرایان (rationalism) بدان تأکید دارند. هر چند ممکن است عقلی که مورد توجه آنهاست از برخی جهات منطبق بر آنچه ما می گوییم نباشد اما این که بر استدلال و قوه درک درونی انسان تأکید دارند تا اندازه ای به عنوان وجه مشترک می توان بدان تأکید داشت.

عقل می تواند به عنوان امری فراتر از حس و تجربه مطرح شود و اگر عقل بتواند بر انحصار تجربه تأکید کند قابل پذیرش خواهد بود. در حالی که ما این انحصار بر تجربه را در نظرات تجربه گرایان نمی بینیم. اگر بر عقل گرایان و نظرات آنان مراجعه شود خواهیم دید نه تنها امور ماوراء تجربه از دید آنان بی ارزش و غیر قابل اعتنا نیست بلکه کاملاً مورد پذیرش آنهاست. مراجعه به آرای کسانی مانند دکارت و اسپینوزا که از برجسته ترین و مبدعین مکتب عقل گرایی هستند به این موضوع توجه داشته اند. آن ها صراحتاً به ارزش دین و فراتر رفتن از تجربه برای اثبات قضایا تأکید داشتند. ...

ارسال نظر