تأملی بر صحبت های پیش و پس سروش
جملات فوق که بسیار خوب و درست بیان شده از جانب کسی بیان شده که حرف های او را در هیچ عطاریی نمی توان پیدا کرد و متأسفانه کاملاً غیر دینی است. من همیشه به دنبال علت چنین تحولی هستم. به نظر می رسد که تحول را باید نه در معلومات و محفوظات و استعداد و غیره بلکه باید در قلب جستجو کرد.
تاریخ انتشار : 1396/4/24
بازدید : 342
زمان انتشار : 14:24:00

چندی پیش یکی از کتاب های معاصرین رو می خواندم و آن را با نظرات جدیدش که در کانال تلگرامیش منعکس بود، مقایسه کردم. واقعاً فرق زیادی با هم داشت. کسی که معتقد است الان اسلام ناب نداریم و اصلاً لازم هم نیست که اسلام ناب داشته باشیم، چگونه در زمانی نکاتی دقیق در حوزه عرفان داشته و کلمات نابی را از بزرگان و ائمه اطهار علیهم السلام نقل می کند. اصلاً اگر قرار است اسلامی که از سوی ائمه اطهار علیهم السلام نقل می شود، ناب نباشد، دیگر بیان حرف آن ها به چه معنی است. کلمات ذیل صحبت های سروش در کتاب حدیث بندگی و دلبردگی است:

امام سجاد علیه السلام نیز از خداوند خواستار توازن درون و بیرون است و می گوید که خداوند هر چه نزد خلق مرا بالا می بری نزد خود مرا کوچک کن و هر چه عزت ظاهری به من می بخشی به همان مقدار ذلت باطنی نصیبم کن:

ولاترفعنی فی الناس درجه الا حططتنی عند نفسی مثلها و لاتحدث لی عزا ظاهرا الا احدثت لی ذله باطنه عند نفسی بقدرها (صحیفه سجادیه، دعای مکارم الاخلاق)

خود پرستی معلول آن است که آدمی خداپرست نیست. در برابر خدا تن به کوچکی و ذلت نمی دهد. لذا در پای چون خود، تن به ذلت می سپارد. یکی از نقشهای بزرگ دعا پیراستن آدمی از بیگانگان و شجاعت بخشیدن در برابر آنان است و بازنمودن این که حریم و دایره کوچکی و یا سرافرازی و گردن فرازی تا کجاست.... (سروش، حدیث بندگی و دلبردگی، ص17)

جملات فوق که بسیار خوب و درست بیان شده از جانب کسی بیان شده که حرف های او را در هیچ عطاریی نمی توان پیدا کرد و متأسفانه کاملاً غیر دینی است. من همیشه به دنبال علت چنین تحولی هستم. به نظر می رسد که تحول را باید نه در معلومات و محفوظات و استعداد و غیره بلکه باید در قلب جستجو کرد. قلب جایی است که نه آنچه هست بلکه آنچه خود می خواهد را به فرد تفهیم می کند... اللهم لاتکلنی طرفه عین ابداً

ارسال نظر