روستایی به نام فاطیما و خبری جدید از پاپ در باره آن
فاطیما از زیارتگاه‌های پراهمیت اسپانیا است که برای کاتولیک‌ها از اهمیتی بالا برخوردار است و هر سال میلیون‌ها "زائر مسیحی" از آن دیدن می‌کنند. درباره روستای "فاطیما" و ارتباط احتمالی این نام با فاطمه، دختر پیامبر اسلام، بحث‌هایی رواج دارد
تاریخ انتشار : 1396/2/23
بازدید : 261
زمان انتشار : 23:30:00
منبع : دویچه وله و دیگر سایت ها

ابتدا گفتار سایت دویچه وله در باره روستای فاطیما 

می‌گویند که این ماجرا درست ۱۰۰ سال پیش روی داده است: در غاری در نزدیکی روستای فاطیما حضرت مریم عذرا بر سه فرزند یک خانواده چوپان ظاهر شد. پاپ فرانسیس که اکنون از پرتغال دیدن می‌کند، یک خواهر و برادر به نام فرانسیسکو و خاسینتا را قدیس خواند.

بنا به روایت، حضرت مریم عذرا اولین بار در ۱۳ مه ۱۹۱۷ بر کودکان ظاهر شد و در شش ماه بعد نیز هر بار در سیزدهم ماه میلادی بر آنها ظاهر شده است.

این خواهر و برادر هردو در کودکی درگذشتند. کودک سوم که لوسیا نام داشت، در ۲۰۰۵ در ۹۷ سالگی درگذشت. او یادداشت‌هایی با مضمون دیدار باکره مقدس رسم کرده بود. این نبشته‌ها در دهه ۱۹۴۰ به دست واتیکان رسید و به عنوان "رازهای فاطیما" به تاریخ مسیحیت وارد شد.

کلیسای کاتولیک اهمیت زیادی برای "مشاهده مریم مقدس" قائل است و کسانی که به این "معجزه" برسند را "قدیس" می‌خواند. این کلیسا می‌گوید سه کودک در چند باری که مریم را دیدند، از زبان او حقایقی در باره آینده شنیدند که در "رازهای فاطیما" مدون است.

"دنیایی غرق معصیت"

پاپ در جریان نیایش برای ارواح کودکان "قدیس" اظهار داشت: حضرت مریم بشریت را از زندگی کفرآمیز برحذر داشته بود. یک چنین سرنوشتی، زندگی را برای ساکنان آن جهنم می‌سازد.

فرزندان نوجوان چوپان اهل فاطیما که اکنون قدیس خوانده می‌شوند، کم‌سالترین قدیسان کیش کاتولیک به شمار می‌روند. در آیین کاتولیک معمولا کسانی به مقام قدیسی می‌رسند که در راه تبلیغ پیام عیسی مسیح "شهید" شده باشند.

فاطیما از زیارتگاه‌های پراهمیت اسپانیا است که برای کاتولیک‌ها از اهمیتی بالا برخوردار است و هر سال میلیون‌ها "زائر مسیحی" از آن دیدن می‌کنند.

درباره روستای "فاطیما" و ارتباط احتمالی این نام با فاطمه، دختر پیامبر اسلام، بحث‌هایی رواج دارد که تا کنون سندیت علمی نیافته‌اند.

اما اصل ماجرا:

بسم الله رحمن رحيم

در سال 1375 و 1417 قمرى فيلم بسيار جالب و مستندى از شهر فاطمه (فاطيما) و برنامه دعا و استغاثه‏هاى عظيمى كه انجام مى‏شود، و سيل عظيم زائران كه به اين مركز دعا و نيايش مى‏آيند، توسط برخى از ايرانيان تهيه گرديد، و از تلويزيون جمهورى اسلامى ايران پخش گرديد، و آنچنان مورد استقبال شديد علاقمندان به فاطمه زهرا(س) قرار گرفت، كه سيل تقاضاى علاقمندان براى پخش مكرر آن، مسؤولين سازمان صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران را، موظف نمود كه با فاصله نزديك زمانى، براى بار دوم، فيلم ياد شده را پخش نمايند، و هم چنين تقاضاى مكرر و فراوان، آنها را به پخش فيلم براى سومين بار تشويق نمود، كه چنين تكرارى، آن هم با فاصله نزديك (در ايام فاطميه اول و دوم) جلب توجه نمود، و نشان دهنده علاقه همه اقشار جامعه نسبت به فاطمه زهرا(س) بود.
و جالب است كه علاقمندان بسيارى با تهيه فيلم ويدئوئى از اين گزارش، خاطره شيرين آن را در زندگى خود با تهيه فيلم آن) نگهدارى نمودند و مؤسسه‏هاى تكثير فيلم‏هاى ويدئوئى، هزاران نسخه از اين فيلم را تهيه نموده، و به فروش رسانيدند.                   

    
فيلم ياد شده كه تصاوير جالبى را از سه نوجوان مدعى ديدار فاطيما، و زيارتگاه ياد شده، و چگونگى ازدحام زائران در زيارتگاه فاطيما، و حركت آنها با پاى پياده و يا با كنده‏هاى زانو را نشان مى‏دهد، و هم چنين مجسمه سفيد فاطيما را كه چادر بر سر دارد و تسبيح به دست دارد (كه از نشانه‏هاى يك بانوى مسلمان مى‏باشد) در حاليكه سيل دعاكنندگان و پناهندگان در اطراف آن مجسمه، به نيايش و توسل مشغولند، به نمايش گزارده است، و همراه نمايش تصاوير ياد شده، گزارش جالبى را از تاريخچه دهكده و زيارتگاه فاطيما، عرضه نموده است كه ذيلاً تقديم علاقمندان حضرت زهرا(س) مى‏نمايم.

شنيدن نام دهكده فاطيما ما را با واقعه‏اى تاريخى آشنا كرد، و با منطقه‏اى در جغرافياى جهان، آنجا كه نام فاطمه از مرزهاى اسلام فراتر رفته، و به گونه‏اى عجيب بين اديان الهى سايه افكنده است. فاطيما در قاره اروپا دركشور كوچك پرتغال ميان محبان خود سالهاست كه خيمه تضرع و دعا افكنده است، آنان كه در عصر خلأ معنويت، در جهان تيره مأوائى ندارند هر سال به سوى فاطيما مى‏شتابند، و از بانوى صاحب تسبيح، طلب شفاعت مى‏كنند، فاطيما در ذهن آنان مظهر نور و درخشش زهرائى است، فاطيما در نگاه آنان دخت پيامبر است، و بانوى صاحب تسبيح، فاطيما نداى ظهور منجى حقيقى در عالم است، آنان از فاطيما شفا مى‏گيرند، و براى او نذر مى‏كنند، واز فرسنگها راه، مسير زيارت را با پاى پياده و زانوان زخمى مى‏پيمايند، هيچكس نيست كه منكر معجزه فاطيما در جهان تشنه معنويت باشد، و هيچكس نيست كه از فاطيما، خاطره شفا و تزكيه نفس خويش را با خود به شهر ديگرى باز نگرداند، و سال را با خاطره زيارت فاطيما به پايان نبرد و هيچكس نيست كه صداى زنگهاى برج بلند فاطيما را بشنود و به معجزه فاطيما نينديشد
كشور پرتغال در بخش غربى شبه جزيره ايبرى، و بر كرانه اقيانوس اطلس، و در مغرب اسپانيا قرار گرفته است، و اگر چه پس از پايان 5 قرن سلطنت فاتحان مسلمان، از اواخر قرن 11 ميلادى مناره‏هاى بلند مساجد تبديل به برجهاى كليسا شده، اما بيش از نيم قرن است كه نام دخت پيامبر بر بلندترين برج كليساى دهكده فاطيما مى‏درخشد. آرى مناره‏ها تبديل به برجها شدند، و فاتحان مسلمان سال 710 ميلادى از پرتغال هجرت كردند، اما نام حضرت فاطيما هرگز از قلوب مردم پرتغال و مناطق اطراف محو نگشت.
واقعه‏اى كه در سال 1917 م در پرتغال روى داد، سرچشمه‏اى شد كه فاطيما را از قلبها به زبانها، و سپس به سنتى ويژه، در تاريخ اعتقادات عميق مردم پرتغال تبديل كرد.
فاطيما دهكده‏اى كه در پى استقبال خيل بى شمار زائران، اكنون به يك شهر زيارتى تبديل شده است، مانند تمام شهرهاى زيارتى دنيا، يعنى وجود يك مراد، بنام فاطيما، و يك بقعه و زيارتگاه و قدمگاههائى كه زائران و مشتاقان به آنحا مى‏آيند. چهره جديد شهر نتوانسته است خصوصيات قديمى اين شهر را محو سازد، مسلمين در سال 710 م وارد شبه جزيره ايبرى شدند، و خاطره حضور فاتحان مسلمانى همچون عبدالرحمن، هرگز از ذهن و دل مردم پرتغال محو نشده است، وجود نامهائى همچون الجيش و الغربى بر تارك خيابانهاى شهر تا امروز خبر از وجود مسلمين در اين شهر را دارد. مردم شبه جزيره ايبرى بسيارى از آداب و رسوم و حرفه هائى را كه بوسيله فاتحان مسلمان آورده شده، پذيرفتند، و همچنان حفظ كرده‏اند، روش سنتى كشاورزى، حجاب زنان، و آشنائى ديرينه مردم با معتقدات اسلامى، نشانه‏اى از اين پذيرش است. در جاى جاى اين منطقه مى‏توان حضور فاتحان مسلمان را حس كرد. در اين ميان آنچه بيش از همه انسان را به سده‏هاى اول اسلام مرجوع مى‏دهد، خاطره بانوئى است كه كودكان راستگوى روستا او را به نام فاطيما و بانوى صاحب تسبيح مى‏دانند و معرفى نموده‏اند.
واقعه از آنجاآغاز مى‏شود كه سه كودك روستائى، در اطراف دهكده چشم بر حقيقتى مى‏گشايند كه بعد از آن ريشه عقيده مردم آن منطقه مى‏شود.
جيكا 7 ساله فرانسيكو 9 ساله و لوسيا 10 ساله. شاهد اصلى اين واقعه، لوسيا است، و واقعه از زبان اين سه كودك اينچنين نقل شده است.
در سال 1916 ميلادى، يك سال قبل از ديدار با بانوى درخشنده، فرشته‏اى بر ما ظاهر شد، و 3 بار اين گفته را تكرار كرد: من فرشته صلح هستم، خدايا من ايمان دارم، و باور دارم و عشق مى‏ورزم بتو، و من طلب استغفار مى‏كنم از آنان كه باور ندارند، و عشق نمى‏ورزند، و ايمان ندارند. فرشته 2 بار ديگر در تابستان و پائيز بر آنها ظاهر شد، و هر بار يك چيز را از آنان خواهش كرد: قربانى بدهند و استغفار كنند براى گناهكاران، و دعا كنند براى متحول شدن آنها، اين 3 برخورد بود كه بچه‏ها را براى ديدن بانوى صاحب تسبيح آماده كرد. در سال 1917 ميلادى بچه‏ها 2 بار نور درخشنده‏اى را ديدند، و سپس بر بالاى درخت بلوط نور عظيمى ظاهر شد، بانوئى درخشنده‏تر از خورشيد، بنام فاطيما، او فرمود نمى‏خواهم شما را بترسانم، بچه‏ها گفتند شما كيستيد؟ فرمود من فاطمه دختر پيامبر گفتند شما از كجا آمده‏ايد؟ فرمود من از بهشت آمده‏ام گفتند از ما چه مى‏خواهيد؟ فرمود من آمده‏ام از شما بخواهم باز اينجا بيائيد، بعد به شما خواهم گفت كه از شما چه مى‏خواهم. بانوى صاحب تسبيح بعد از آن هر ماه ظاهر شد، از ماه مى تا4 اكتبر، در آخرين و ششمين ديدار او، معجزه بزرگى را در مقابل ديدگان 70000 نفر جمعيتى كه گرد آمده بودند، نمايان ساخت. در برابر ديدگان منتظر جمعيت، باران بطور ناگهانى ايستاد، و ناگهان خورشيد به لرزش درآمد، و ايستاد، و دوباره چرخيد و ايستاد، بطورى كه مردم احساس كردند هر لحظه مى‏رود كه خورشيد بر آنان فرود آيد، پس از اين واقعه خورشيد به جاى اول خود بازگشت، و به همان درخشش معمول و زيباى خود ادامه داد. اولين عكس از اين واقعه، در روزنامه ليبون در 5 اكتبر همان سال منتشر شد، خبر همين واقعه هم بود كه چشم جستجو گر خيل مشتاقان را متوجه مدعاى سه بچه روستائى كرد، و هم اكنون ديگر هر آنچه كه مى‏گفتند، مورد قبول افرادى بود كه به چشم خويش نخستين كرامت حضرت فاطمه را ديده بودند.
لوسيا وارد زندگى مذهبى شد، و زنده ماند زيرا كه عهد كرده بود با بانو كه در ترويج عبوديت تلاش كند، و زنده بماند، فرانسيسكو و جسيكا، در 3 و 4 سال بعد، در اثر بيمارى ريوى از بين رفتند.
لوسيا، هم صدا را شنيد و هم سخن گفت و هم بانو را ديد، جسيكا هم بانو را ديد و هم صدايش را شنيد، و فرانسيسكو فقط بانو را ديد.
حقانيت بچه‏ها را ابتدا پدر و مادر آنها باور مى‏كردند، چرا كه مى‏گفتند: آنها در زندگى هرگز دروغ نگفته‏اند. در هر حال، نه تنها مرگ دو كودك كوچك از حق اعتقاد آنان نكاست، بلكه چون بانوى درخشنده به 2 كودك قول داده بود كه آندو را به بهشت ببرد، اعتقاد آنها را نسبت به عمق مسئله افزود، اين كودكان در چشم مردم كودكانى مقدس و مذهبى شده‏اند.
در سال 1919 عبادتگاهى در دهكده فاطميا ساخته شد، و 3 سال بعد توسط افراد متعصب منفجر شد، ولى بعد از مدتى دوباره برپاگشت.
در سال 1928 اولين سنگ ساختمان اصلى بنا نهاده شد، در سال 1930 استعف ليبريا اجازه برگذارى آئين پاك فاطيما را صادر كرد، اجازه كليسا در سال 1932 براى برگزارى مراسم عبادت بانوى ما فاطيما بود، كه سرانجام در سال 1353 به اين زيارتگاه پشتوانه‏اى رسمى داد، اگرچه اين همه فقط در جهان سياست مى‏گذشت، ولى قلوب مردم از همان روز وقوع واقعه خورشيد، دهكده فاطيما محلى براى زيارت قلوب مردم شد.
هر ساله در 13 ماه مى، دوستداران فاطيما از تمامى نقاط پرتغال، و كشورهاى اطراف براى زيارت و نيز دعا و توبه، و طلب شفا و تزكيه روح به اين منطقه مى‏آيند، رخسار معنوى اين سفر، رخسارى بس شگفت آور است، شهر بانوى صاحب تسبيح، آنجا كه آنچنان اثرى عميق در قلوب زائران قرار داده، كه هر ساله آنها را به آنجا مى‏كشاند، آنجا مردم از حضرت فاطيما شفا مى‏گيرند، از او طلب شفاعت مى‏كنند، و خود را مديون دعاى مستجاب بزرگ بانوى درخشنده مى‏دانند.
هيچكس نمى‏تواند كرامت جارى در بستر اين واقعه تاريخى را كتمان سازد، كه موج روز افزون جمعيت مشتاق زيارت فاطيما موجى نيست كه بتوان در برابر عظمت پرشگفتى آن، با كتمان و پرده پوشى بر خاست ، شهر فاطيما در پشت اين اعتقاد هاست كه چهره‏اى از توسل و اكرام بين پيدا كرده است، هر كسى با آئين مرسوم خاص خود از فاطيما تجليل مى‏كند، نذر شمعها، با پاى پياده به زيارت آمدن‏ها، به پا داشتن مراسم شب احياء و دعا، برگزار كردن مراسم ذكر و انابه، همه و همه جلوه‏اى از توسل قلبى مردم به حضرت فاطيما است، در اين بين ذكر تسبيحات از همه بيشتر رواج دارد، كه در آخرين ديدار بانوى بزرگ اسلام، از مردم خواسته است كه هر روز به اين تسبيحات ادامه دهند. اين تسبيحات به زبانهاى مختلف است، و از مهمترين ادعيه در مراسم پاك بانوى فاطيما است. زوار مى‏آيند تا مجسمه سفيد را به ياد حضرت فاطيما ببينند، همه برگرد مجسمه براى درخواست و تشكر بسيج مى‏شوند، برخى التماس دعا دارند، و برخى طلب شفاعت و بازگشت ايمان به قلبهاى آنان. آنان در انتظار طلوع خورشيد عدالت از فاطيما طلب عوض شدن زندگيشان را مى‏نمايند، معمولا اتفاق نمى‏افتد كسى دلت خالى از شهر فاطيما برگردد.
در سمت چپ عبادتگاه، بيماران براى طلب شفا يا طلب قدرت تحمل بيمارى، شب را به انتظار صبح، در حال احياء به سر مى‏برند، هيچ زبانى ياراى بيان آن جاذبه عميق را ندارد كه ميان اين مردم و توسل به اين بانو ره گشوده است اين همه صبر و شكيب در محيا شدن براى بزرگداشت خاطره ديدار اين بانوى بزرگ آيا عجيب نيست؟آيا عجيب نيست كه اين مردم در سفرى از جهان مسيحيت به جان اسلام دخيل عشق و انابه و ارادت عجيب خود را نسبت به دخت پيامبر گرامى اسلام مى‏بندند.

آنان براى فاطيما نذر مى‏كنند، و كليومترها راه را با پاى پياده و زانوانى زخمى مى‏پيمايند، تا به او برسند و بار سنگين دردهاى خويش را در جهان تشنه معرفت، به حقيقتى بسپارند كه در نظر آنان سمبل نجات و پاكى و رستگارى است، كه اگر اين نيست چيست اين موج جمعيت و تبلور احساس

اين مردم هر آنچه از مذهب مى‏شناسند، در حد وسع و فهم و توان خود، به پاى فاطيما مى‏ريزند، آنان به تصورات خود از قداست فاطيما در آئينى پاك و روحانى جسميت مى‏بخشد.
موج حضور مردم هر ساله در اين مراسم افزايش مى‏يابد، و آنان كه مى‏بينند و آنان كه نمى‏فهمند و حقيقت حضور فاطيما را در اين شهر مقدس حس مى‏كنند، آنان را كه نديده‏اند، و آنها را كه نمى‏فهمند، و آنان را كه تشنه حقيقت حضورهاى نورانى در جامعه‏اى بى ولايتند، به سمت ولايت فاطمه مى‏خوانند
محل يكى از اين ديدارها در كنار چاه خانه پدر لوسيا است كه در آنجا آنها با حضرت زهرا آشنا شدند

اشاره است، به ديدارهائى كه در سال 1917 سه نوجوان دهكده، داشته‏اند و در اول داستان، مورد اشاره قرار گرفت

در 13 مى1967 پاپ ژان پل ششم در پنجاهمين سالگرد آئين فاطيما شركت كرد
در 13 مى1982 پاپ ژان پل دوم براى تشكر از حفظ جان خود به زيارت فاطيما آمد
شب اصلى دعا شب 13 ماه مى است كه به وصيت بانوى صاحب تسبيح بايد به دعا و تسبيح و استغفار سپرى شود، اين درسى است كه مردم از فاطيما گرفتم و به ساحت باورهاى قلبى و قبلى خويش افزوده‏اند، و اين چنين است كه مراسم فاطيما، از واقعه‏اى كه مى‏توانست در تاريخ فراموشى سپرده شود، اكنون به گواه شاهدان، تبديل به يك محل عبادت در شهر فاطيما شده است، خواه معرفت به فاطمه داشته باشند يا نداشته باشند، و بايد گفت كه اكنون حضرت فاطيما مظهر برآوردن آرزوهاى مردم اين بخش جهان شده، و موج روز افزون فاطيما، به شهر فاطيما، ابعاد گسترده بين المللى داده است، و اين فقط تأثير نام است، چه رسد به پيام، آنهم بر قلب مردمى كه نام فاطمه را بر دختران خود مى‏گذارند.
زوار در آخرين مرحله آئين فاطيما، در هنگام خداحافظى، اين جملات را زمزمه مى‏كنند:
بانوى ما، فاطيما، بانوى صاحب تسبيح، بانوى درخشنده، من اكنون مجبورم از تو جدا شوم، اما از خدا مى‏خواهم اين آخرين ديدار من با تو نباشد، و هميشه اين التماس و شوق در وجود من زنده باشد، يا فاطمه خداحافظ اى بانوى پاك ما
نكته‏هائى مهم درپخش مجدد فيلم فاطيما، سازمان صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران (شبكه دوم) ميزگردى را ترتيب داده و پخش نمود، كه چند نفر از دست اندركاران تهيه فيلم و گزارش شهر زيارتى فاطميا، نكات مهمى را در توضيح محتوى و چگونگى برنامه فيلم ياد شده. بيان نمودند، كه ذيلا به چند مورد از آنها اشاره مى‏نمائيم
1 در منطقه‏اى كه شهر فاطيما، قرار گرفته، نام فاطيما فراوان است، و از اسم هائى است كه مورد علاقه شديد مى‏باشد،
و نه تنها در پرتغال بلكه در غرب اسپانيا و جنوب فرانسه نيز همين علاقه وجود دارد، بلكه علاقه به فاطيما در بسيارى از قسمت‏هاى آسيا و افريقا نيز موجود مى‏باشد.
2 كليپ هائى بنام فاطيما وجود دارد (كه اين نشان دهنده توجه عميق مردم آن مناطق به بانوى بزرگ، فاطيما است)
3 جايگاهها و قدمگاههائى در كشورهاى مختلف، بنام فاطمه (فاطيما) وجود دارد.
4 از سراسر جهان براى زيارت شهر فاطيما مى‏آيند
5 عنوان بانوى صاحب تسبيح، نشانه جالبى است براى اينكه مقصود از فاطيما، فاطمه زهرا هستند، زيرا آنحضرت هستند كه تسبيحات مخصوص و مشهور دارند (تسبيحات حضرت زهرا(س)).
6 بانوى درخشنده مرادف و هم معناى زهرا است، و درخشنده‏تر از خورشيد، اشاره به معنى زهرة الزهرا است
7 در فيلم مستندى كه كليسا ساخته است، در آن فيلم نام (فاطيما، دختر محمد) ذكر شده است (كه به صراحت نشان مى‏دهد كه فاطيما، حتما همان فاطمه زهرا دختر پيامبر گرامى اسلام، حضرت محمد(ص) مى‏باشند)
8 گاهى تعبير مى‏شود به بانوى پاك، كه مرادف به طاهره و صديقه طاهره مى‏باشد.
9 در مورد فاطيما محزون بودن مطرح شده است، كه مى‏دانيم در اواخر عمر حضرت حزن و اندوه و گريه‏اى داشتند كه در مورد هيچكدام از بانوان بزرگ تاريخ نظير نداشته است
10 آمارهائى وجود دارد، از شفاهائى كه به ثبت رسيده، و رقم آنها به 15000 مى‏رسد (كه البته در اين موارد، رقم موارد ثبت نشده، بسيار، بسيار بيشتر خواهد بود)
11 در همه جاى شهر فاطيما، اين نام مقدس، روى تابلوها و در ديد عموم وجود دارد
12 مردم آن شهر، با صراحت مى‏گفتند: فاطيما دختر پيامبر اسلام است
13 در آنجا مشهور بود كه اگر كسى نام فاطيما داشته باشد، از آتش جهنم دور خواهد شد
14 در زيارت فاطيما، فقط پيران و سالخوردگان نبودند كه به زيارت مى‏آمدند، بلكه جوآنهاو تحصيل كرده‏هاى فراوانى بودند كه با عشق و علاقه فراوان و باورهاى جدى، براى عرض حاجت و استمداد معنوى آمده بودند
15 اسامى عربى، هنوز وجود دارد، و نشان مى‏دهد كه اين محيط با مسلمانها كاملا آشنا است
16 جمعيت هائى كه مى‏آمدند، چه بسا مساحت طولانى رابا سر زانو و تسبيح به دست، مى‏پيمودند (و گاهى زانوها زخمى مى‏شود)
17 سياه پوست و سفيد پوست، پير و جوان، زن و مرد، تحصيل كرده و عامى، خود را به فاطيما مى‏رسانند، و همه در قلبهايشان كشش و گرايش شديد معنوى وجود دارد
18 به معنى عالم، بازگشت انسانها به دين و معارف الهى و حالات روحانى و معنوى، به طور جدى و قطعى، احساس مى‏شود.

ارسال نظر