حسی که با کلبه و برف به ما منتقل می شود
واقعاً چرا دیدن این منظره ها لذت بخش است؟ این که در سرمای زمستان کلبه ای پیدا کنی و از سرمای بیرون در امان باشی. البته منظره های مشابه هم همین حالت خوش را منتقل می کند. این که قطاری با دود بسیار از میان برف های یک منطقه بگذرد و تو کمترین سرمایی را احساس نکنی...
تاریخ انتشار : 1399/10/22
بازدید : 242
زمان انتشار : 00:04:00

همیشه در عکس ها و نقاشی ها یا در منظره ها وقتی یک کلبه گرم همراه با یک دودکشی که از آن بخار گرم برخاسته را در یک شب سرد و برفی نشان می دهند، حس خوبی به ما دست می دهد. من که از کوچکی عاشق چنین مناظری هستم مخصوصا این موضوع برای من یادآور خاطرات سال های خیلی پیش هم هست. مادرم وقتی اواخر سال و روزهای نزدیک به عید از مدرسه می آمد، در کیفش تعداد زیادی کارت تبریک شاگرداش بود. در آن پر بود از این منظره ها. آن ها را داخل پاکت بزرگی  می گذاشتم و بسیاری از اوقات با نگاه کردن آن ها کلی لذت می بردم. اما واقعاً چرا دیدن این منظره ها لذت بخش است؟ این که در سرمای زمستان کلبه ای پیدا کنی و از سرمای  بیرون در امان باشی. البته منظره های مشابه هم همین حالت خوش را منتقل می کند. این که قطاری با دود بسیار از میان برف های یک منطقه بگذرد و تو کمترین سرمایی را احساس نکنی...

من فکر می کنم این حس، از احساسی الهی در وجود انسان ناشی می شود. همه دنبال کسی هستیم که در مشکلات و صدمات زندگی آغوش گرم او را درک کنیم. گرمای این وجود ما را از گزند خطرات دور می دارد و باعث می شود از سرمای خطرات دور بمانیم. وجود خدا عین همان کلبه که آدمی را حفظ می کند در سرمای سخت این دنیا محافظ ماست. وقتی که این احساس را بدست آوردیم اگر تمام دنیا به برف تبدیل شود، کلبه کوچک زندگی تکان نمی خورد و همچنان گرم باقی می ماند. پس انسانی که دل به وجود قوی خدا بسته و به وجودش مطمئن است، آرام خواهد ماند. آرامشی که با دنیا نمی شود آن را عوض کرد ...

ای مهربان ! اگر همه در قصرهای باشکوه هستند ما فقط کلبه با تو بودن را می خواهیم ... این که در آغوشت آرام بگیریم و همه چیز را نثار گرمای وجودت کنیم ...

ای زیبا و دلبر ما! تقوا و پرهیزکاری را به گونه ای به ما عنایت کن تا سرمای بیرون کلبه همجواریت را هیچوقت حس نکنیم.

 
ارسال نظر