دو ویژگی بارز استاد مصباح
دو ویژگی مبنایی برای تفکر و شخصیت استاد مصباح قابل توجه است: اول ولایت پذیری وی که تمام زندگی علمی و اخلاقی وی را تحت الشعاع خود قرار داده بود. دوم حریت علمی که باعث می شد در مسایل علمی توجه به عظمت علمی دیگران او را مقهور خود نساخته و جرأت نظردهی را از وی نگیرد.
تاریخ انتشار : 1399/10/14
بازدید : 31
زمان انتشار : 13:38:00

از ویژگی های بارز استاد مصباح ولایت پذیری وی بود. از گفته ها و شنیده های بارز او به خوبی می توانیم بفهمیم که او ولی فقیه زمان را به معنی واقعی کلمه جانشین و تالی تلو معصوم می دانست و تمام گفته های او را هم ردیف آن بزرگواران قلمداد می کرد. تابعیت و پیروی از ولی فقیه از نظر او وظیفه همگان بوده و کسانی که از این مسیر  کنار می رفتند یا لغزشی داشتند، مسیر انحراف از مبانی اسلام را پیش گرفته اند. او نیز بی آنکه نگران چیزی باشد و بترسد که چه عواقبی می تواند برای خود و اطرافیانش داشته باشد، با چنین افرادی برخورد می کرد و در این راه هیچ تعارفی به خرج نمی داد.

اگر بخواهیم برای چگونگی ولایت پذیری وی مثالی بزنیم شاید بتوان او را به یکی از یاران امام صادق علیه السلام تشبیه کرد که برای معنی و معرفی ولایت پذیری حقیقی اسلام به او گفته بود که داخل تنور برود و او بدون کمترین تأمل وارد آن شده و تعجب همگان را فراهم آورده بود. بدون هیچ تردیدی استاد مصباح در بحث ولایت به چنین یقینی رسیده بود و این گونه این ولایت را در شخص مقام معظم رهبری متجلی می دانست. به جرأت می توان گفت که اگر یک صدم ولایت پذیری استاد در مسؤلان کشور وجود داشت، هیچوقت کشور به بدبختی های امروز جامعه مبتلا نمی شدیم.

ویژگی دوم استاد مصباح او برخلاف ولایت پذیری گفته شده، هیچ گاه در مسایل علمی تابع و پیرو نبود. ایشان حتی نسبت به علامه طباطبایی (ره) که از شاگردان مبرزش به شمار می آمد، اشکالات عدیده ای را مطرح می کرد. اشکالات به طوری نبود که فرعی و تبعی باشد، گاه اشکالات مبنایی بود و او در این مسیر تمام بحث ها را  بدون هیچ تسامحی به آخر می رساند. گاهی این اشکالات به حدی بود که دوستان و شاگردان علامه مانند حضرت آیت الله انصاری صداشون بلند می شد و می گفتند که تعلیقه بر نهایه الحکمه، واقعاً تعلیقه نیست بلکه باید گفت اشکالات بر نهایه است.

روح بلند استاد باعث می شد که در هر موضوع علمی دست به نوآوری های بزرگی بزند. نظریه محوری در فلسفه اخلاق را می توان در همین سو قرار داد. به جرأت می توان گفت که هیچ کسی از علمای بزرگ اخلاقی با این وی هم رأی و نظر نیست اما او این نظر را مطرح کرد و توانست ابعاد آن را به خوبی ترسیم کند.

افسوس که این شخصیت نیز رفت بدون آن که واقعاً آن چنان که باید علوم بسیار ارزشمندش به خوبی مکتوب شود. متأسفانه کتاب های علمی وی که امروزه توسط شاگردانش به رشته تحریر درآمده، هر چند به اندازه خود در خور ستایش و تحسین است، اما اگر ایشان می توانست خود از عهده نگارش و تبیین درست و دقیق مطالب و نظریات خود برآید، بیش از پیش ارزشمند بود و چه بسا می توانست دنیای اسلام را مسحور خود سازد.

 
ارسال نظر