نماز جمعه ای با رهبر
تا الان فکر می کردم روزهای سخت و دردناکی را پشت سر می گذاریمی اما وقتی هفته گذشته به نمازجمعه رفتم احساس کردم بر خلاف تصورات اوضاع نه تنها چندان بد نیست بلکه به معنای واقعی کلمه خوب است. مردمی یکپارچه قوی و یک صدا که به گونه ای شور داشتند که به خوبی یاد دهه شصت را زنده می کردند. رهبری بیش از گذشته شور و نشاط داشت و صدایش نه مثل همیشه ، قوی و با صلابت بود.
تاریخ انتشار : 1398/10/29
بازدید : 208
زمان انتشار : 10:10:00

تا الان فکر می کردم روزهای سخت و دردناکی را پشت سر می گذاریمی اما وقتی هفته گذشته به نمازجمعه رفتم احساس کردم بر خلاف تصورات اوضاع نه تنها چندان بد نیست بلکه به معنای واقعی کلمه خوب است. مردمی یکپارچه قوی و یک صدا که به گونه ای شور داشتند که به خوبی یاد دهه شصت را زنده می کردند. رهبری بیش از گذشته شور و نشاط داشت و صدایش نه مثل همیشه ، قوی و با صلابت بود.

موضوع خطبه ها هم عجیب بود او از دو یوم الله سخن می کرد. در تعریف، یوم الله به روزهایی می گویند که دست رحمت و قدرت خدا خیلی شفاف و ظاهر می توانی ببینی. پس می توان فهمید خدا ما را به حال خود رها نکرده است و نصرت و یاریش از هم اکنون برای ما وجود دارد.  دستی که با آن می توانی در قلعه خیبر را جابه جا کنی و پشت عمربن عبدود را به همه قوت و قدرتش به خاک بمالی و شمشیرت را فقط برای رضای او تا آخر بر بن گردنش حرکت دهی.

  البته کار خدا را نباید با چشم ظاهر و بر اساس پرستیژهای دنیوی در نظر گرفت. پیامبران او معمولا روی خاک ها می نشستند و روی زمین غذا می خوردند. فقیر بودند و با تهیدستان هم نوا می شدند اما نتیجه کارشان تسخیر دنیا و قلوب مردمشان بود. پیامبر ما هم چوپان بود و بر حصیر خرما می نشست. آن قدر فقیر بود که حلیمه برای برکت آوری او را به دایگی پذیرفت اما همین بچه یتیم مکه دنیا زیر پای خود قرار داد. سنت خداست؛ ما باید با سنت های او خودمان را وفق بدهیم. او این طور می خواهد و بس.

سخن آخر آن که اوضاع و احوال کشور از پیروزیی بلند و نزدیک خبر می دهد. . این یک پیش بینی ساده نیست بلکه وعده خدای خالقی است که عالم را با اهداف خود به پیش می برد.

ارسال نظر