نقدی بر توئیت آقای زائری
آموزه های الهی گرچه دارای رتبه هستند، اما اگر به تنهایی بررسی شوند، هیچ آموزه ای بی اهمیت و حتی کم اهمیت نیست. چون از سوی شارع مقدس که خالق عالم هستی و محبوب همه است، صادر شده است. بنابراین حتی اگر یک تخلف ناچیز صورت گیرد، جسارت و اسائه بزرگی بوده و ابداً پذیرفتنی نیست.
تاریخ انتشار : 1397/5/5
بازدید : 81

2018-07-09_144156.jpg

برای بررسی این گفته باید ابتدا به بحث ارزشگذاری آموزه های اسلامی توجه شود :

ارزش گذاری آموزه های اسلامی به دو قسم تقسیم می شود:

  1. ارزشگذاری مقایسه ای (سنجش یک آموزه با آموزه دیگر):

بدون شک برخی از آموزه های دینی با برخی دیگر برتری دارد برای مثال بنا به نظر همه فقها نجات یک غریق که منجر به لمس بدن او می شود نه تنها جایز است بلکه واجب است. این بدان معنی است که آموزه نجات جان یک انسان از آموزه حرمت لمس بدن نامحرم برتر است.

علت این ارزشگذاری:  علت متفاوت است گاه به دلیل ساختاری است. برای مثال در عقائد اصل توحید بر تمام اصول دینی برتر است. (دین شناسی ، آیه الله جوادی) یا علت ممکن است مربوط به آثار اجتماعی یک حکم باشد. برای مثال مجازات گناهانی که در ملأعام و به صورت محاربه ای صورت می گیرد، به مراتب بیشتر از دیگر گناهان است. این مجازات ممکن است در دنیا توسط حاکم صورت گیرد یا در آخرت توسط ملائک عذاب تحقق یابد. به هر حال گناهی که در آن تجری و بی حیایی و نوعی بی توجهی به موازین الهی در انظار عمومی صورت می گیرد، بخشش کمتری از سوی ذات مقدس حق نصیبش می شود.

 چگونگی تشخیص: تشخیص رتبه گذاری میان احکام و آموزه های الهی به جز موارد بین و آشکاری که بیان شد، کار آسانی نیست. توهماتی مانند آن که احکام شرعی چون فرعی هستند اهمیتشان چندان نیست کاملاً مخدوش است. چون حکم جهاد و صلح که آثار بسیار زیادی در حفظ جان انسان ها دارد، از احکام شرعی و فروعات دینی است که اهمیت آن بسیار است.

کار ارزشگذاری و تمایز میان احکام و آموزه های اسلامی کار یک فقیه جامع الشرایط است که علاوه بر احاطه علمی بر قرآن و روایات آگاه به زمان و مکان هم باشد. مانند میرزای شیرازی که در مقایسه آموزه حرمت تسلط اقتصادی و سیاسی انگلستان و اباحه استفاده از توتون و تنباکو ، اولاً دو حکم را متزاحم دانست. ثانیاً حکم اول را برتر دانسته و بر توقف اباحه رأی داد و آن را به حرمت تبدیل کرد. حکم تاریخی میرزای شیرازی همان موقع با مخالفت ها روبرو شد و عده زیادی بر وی نقد داشتند که معلوم می کند حکم هایی این چنین تنها از عهده افرادی شجاع و بزرگ و دارای احاطه علمی ساخته است.

 2. ارزشگذاری مستقل :

آموزه های الهی گرچه دارای رتبه هستند، اما اگر به تنهایی بررسی شوند، هیچ آموزه ای بی اهمیت و حتی کم اهمیت نیست. چون از سوی شارع مقدس که خالق عالم هستی و محبوب همه است، صادر شده است. بنابراین حتی اگر یک تخلف ناچیز صورت گیرد، جسارت و اسائه بزرگی بوده و ابداً پذیرفتنی نیست.

نتیجه ارزش مطلق: در این هنگام بین اصول و فروع (گوهر و صدف دین) و بین احکام نسبت به هم فرقی نیست. هیچکسی نباید بگوید که حال که این امر جزء فروع دین است پس لازم نیست که آنچنان حساسست داشته باشیم. اگر هم انجام نشد اشکالی ندارد.

مسأله مورد نظر : اگر در میان دو مورد ارزشگذاری فوق دقت شود، به راحتی معلوم است که در توییت آقای زائری مسأله اصلاً ربطی به مقایسه و تزاحم بین احکام شرعی ندارد. واقعاً چه ربطی بین گناه و فسق علنی یک دختر و لغزش قلم یک قاضی وجود دارد که وقتی از یکی نام برده می شود ایشان سریع به موضوع دیگر اشاره می کند؟

بله به بسیاری از افراد می گویند آقا فلان گناه را نکن فلان عمل را انجام نده می گوید ای آقا خورند و بردند بعد تو به ما گیر دادی. آیا این مقایسه که در افواه عمومی مطرح می شود باید باعث شود که یک روحانی نیز چنین کلماتی را مطرح کند و آن ها را به مسایل متزاحم سوق دهد؟ 

اگر  تزاحمی نیست که حتی امکان تصور تزاحم هم وجود ندارد، آن گاه به اصل ارزشگذاری مستقل احکام شرعی (نوع دوم) می رسیم و می توان فهمید حساسیت به گناهان علنی اشکالی ندارد. پس اولا باید به گناهان مخصوصاً علنی آنها باید حساس بود ثانیاً آن را به دیگر گناهان و مشکلات ربط نداد.

البته این سؤال که آیا سزاوار هست که با یک فرد کم سن این طور برخورد شود یا نه، این خود به بررسی جداگانه ای نیازمند است که نباید با بحث اصلی خلط شود. اما حساسیت به مسأله گناه علنی امری قابل خدشه نیست و بیان کلماتی که بحث را به سوی تزاحم میان آموزه های الهی می برد، کاملاً اشتباه است.

موارد مرتبط
ارسال نظر