جایگاه امام خمینی و وظیفه شیعیان
تاریخ تشیع علما و عرفای بسیار والامقامی را به خود دیده که با جهد و تلاش مستمر به این مقامات رسیده اند. اما شهدا که ایشان نیز بسیار رفیع الدرجات هستند در زمانی کوتاه به قله‌های بلند پریده‌اند. راز این جهش در قیام برای اسلام بوده است و همین نیز تفاوت امام خمینی با سایر علما بوده است. امروز نیز وظیفه شیعه، علاوه بر تزکیه، قیام است تا امام دوران تنها نماند و مسیر ظهور هموار شود.
تاریخ انتشار : 1396/3/15
بازدید : 326

تاریخ تشیع از آغاز دوران غیبت، علما و عرفای بسیار والامقامی را به خود دیده است که هرکدام از آن‌ها گوهری کم نظیر بوده‌اند. به مقاماتی دست یافته و به جاهایی رسیده‌اند که گاه فکرش هم دشوار است. آنان به این درجات نرسیده‌اند جز با جهد و تلاش مستمر و طولانی که گاه دهها سال به طول انجامیده است. چنان که در حالات عارف جلیل القدر آقا سید علی قاضی، دارد که پس از چهل سال ممارست و استقامت و زهد، دری به روی او گشوده شد.

اما عجیب‌اند شهدا ! چنان که بعضا هرکدام از ما از دور یا نزدیک با تعدادی از ایشان آشنا بوده‌ایم. بسیاری از آنان نه عالم زاده بوده‌اند و نه در مکتب عارفی تربیت شدند. بسیار آدم‌های معمولی. چه بسا در زندگی‌های ایشان می‌توان نقاط تاریک هم دید ولی در نهایت به درجه‌ای می‌رسند که امیرالمومنین، فخر المسلمین و آیت حق، حضرت علی بن ابی طالب، از خداوند جایگاه آن‌ها را طلب می کند:

«از خداوند جايگاه شهيدان و زندگي با سعادتمندان و همراهي با پيامبران را طلب مي كنم.» نهج البلاغه، خطبه23

و در حدیثی، امام صادق (ع) از رسول مکرم اسلام (ص) چنین نقل فرمودند که:

«سه طایفه شفاعت می‌کنند و شفاعتشان پذیرفته می‌شود: پیغمبران، علماء و شهدا.» جامع الحادیث الشیعه، ج 3، ص 16

و نیز در یکی از گفتارهای رهبر آزادگان جهان، آیت اله خامنه‌ای  چنین می‌شنویم که :

«در عالم ملکوت، علما و بزرگان و زهاد و عبّاد با حسرت به جایگاه شهدا نگاه مى‏کنند.»

و شهدا همه این‌ مقامات را در کوتاه زمانی به دست ‌آورده‌اند. گاهی چند سال، گاهی چند ماه و گاهی یک شب ...

راز این میانبر چیست؟ شاید مطالب بسیاری به ذهن نزدیک شود مانند لقمه حلال، توسل، نماز شب و ... ولی هرکدام از این مطالب که بخواهد علت و سر این جهش باشد، باید در همه شهدا موجود بوده باشد. به راحتی و با توجه به گستره پایگاه اجتماعی و تنوع تربیتی شهدا، به راحتی می‌توان بسیاری از این گزینه‌ها را از شمول اشتراک همگانی خارج نمود. شاید تنها گزینه‌ای که در همه ایشان قطع به یقین وجود داشته، «حرکت» است. یعنی به هر دلیلی و در یک زمانی، تصمیم گرفته‌اند که برای رضای خدا، به ندای امام خود لبیک گفته و در راه اسلام قیام کرده و جهاد نمایند.

شاید پاشنه آشیل اسلام نیز از نقص همین ویژگی باشد. دلیل این که از زمان علی (ع) تا کنون، اسلام با تمام رفعتش، رفته رفته به گوشه‌ای خزیده و در غربت قرار گرفته و مردم جهان بلکه مسلمانان اسیر حکام و سلاطین و ددمنشان شده‌اند، کم رنگ شدن این گوهر ناب بوده است. در تمام ادوار شیعه، نماز شب خوان و روزه بگیر و دائم الوضو و ... کم نبوده‌اند (که البته مقام رفیعی است) اما شاید آن که حاضر باشد برای رضای خدا، به ندای امامش لبیک گفته و در راه اسلام قیام و جهاد نماید کم بوده است. شاید بتوان شاهد این مطلب را در غربت علی، شیر خدا، فاتح خیبر، در روز هتاکی به همسرش، دخت پیغمبر دید آن‌جا که می‌فرماید:

آنچه مرا از شمشير كشيدن بازداشت وصيت و پيمان رسول خدا با من بود... (که) فرمود: «اگر ياراني يافتي با آنان جهاد كن و اگر نيافتي دست نگهدار و خون خويش حفظ كن تا كه براي برپايي دين و كتاب خدا و سنت من ياراني بيابي» ...

سپس فاطمه را برداشتم و دست پسرانم حسن و حسين را گرفتم و به خانه يكايك مجاهدان بدر و پيشگامان در اسلام از مهاجران و انصار رفتم و آنان را در باره حقّم به خدا سوگند دادم و آنان را به ياري خويش فراخواندم، از همه آنان تنها چهار نفر به دعوتم پاسخ دادند: سلمان، ابوذر، مقداد، و زبير.

الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص666، ناشر: انتشارات هادي ـ قم ، الطبعة الأولي، 1405هـ.

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 29، ص 468، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 - 1983 م.

 

بی شک داستان کربلا شاهدی واضح تر است و خانه‌نشینی و غیبت 1200 ساله منجی عالم بشریت، واضح ترین آن است. چرا خانه نشین است؟ مگر برای محیا نمودن ظهورش عالمانی بزرگتر از شیخ مفیدها و شیخ انصاری‌ها و علامه مجلسی‌ها و ... عارفانی روشن ضمیر تر از نخودکی‌ها و شوشتری‌ها و قاضی‌ها و ... می‌خواستیم؟ شاید بلی!! شاید خمینی‌هایی باید می‌بودند که علاوه بر علم و اخلاق، اهل عمل هم باشند، اهل حرکت. اهل این‌که برای رضای خدا، به ندای امام خود لبیک گفته و در راه اسلام قیام کرده و جهاد نمایند. و شاید این است که آن عالمِ عارف را از سایر بزرگان و گوهرهای شیعه، متفاوت می‌کند. و باعث می‌شود انشاءالله دوران ما عصر ظهور و گسستن بند‌های بشریت باشد.

و اما ناگفته پیداست اکنون که عالمی عامل، عَلَم تسطیح مسیر آزادگی را برافراشت و علمداری دلاورگونه در میان آماج تیرهای شیاطین برای حفظ آن ایستادگی می‌کند، یاورانی لازم است تا به کمک بشتباند تا کار تمام شود. کسانی که بصیرت داشته باشند، اهل فکر و آزاداندیشی بوده و حاضر باشند برای رضای خدا، به ندای امام خود لبیک گفته و در راه اسلام قیام کرده و جهاد نمایند. و جهاد امروز شاید قتال جسم کفار نیست بلکه برکشیدن مخمل از پنجه های آهنینی است که تا نزدیک شاهرگ بشریت آمده است. امروز که جنود کفر و جهل تمام برنامه‌هایش را در لباس عقل پیچانده، آزادی را زندان انسانیت کرده و آدرس خوشبختی را قلب نموده، عقولی سلیم لازم است تا به میدان آید و با اعمالی خالص این فتنه را رسوا کند. این امام دوران ماست که « أین عمار؟»  سرداده است. مبادا به نماز شب و ندبه و صوت قرآن بسنده کنیم تا « أین عمار» نیز مانند « هل من ناصر ...» بی پاسخ بماند که سنت خدا بر آن است که شمشیر ظلم بر فرق علی و شمر بر سینه حسین و بقیه‌الله در غم شیعه، به هجران بنشیند اگر نباشد شیعه ندبه خوانی که از کنایه جاهلان و تهمت دشمنان نترسد و حفظ آبرو و آرامش اهل بیتش را وجه بی عملیش قرار ندهد و به دنبال مجلسی آماده و جمعیتی عظیمِ منتظرِ هدایت، نباشد و برای خدا « مثنی و فرادی» قیام نکند ...

موارد مرتبط
ارسال نظر